محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
266
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
تباه سازد ، خداى سبحان مىفرمايد : « وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها . . . » « 1 » ما بايد كمتر خودبين باشيم ، و در حقيقت مقرّر بداريم كه برخى از عناصر طبيعت اخلاقى ما با هر دگرگونى و پيشرفتى سركشى و نافرمانى مىكند ، جز اينكه به روشنى نمىداند كه موضوع تكليف و يا مسئوليت است . گاهى شخص به طبع خود غمگين يا خوشحال ، بدبين و يا خوشبين ، كودن و يا حسّاس است بدون اينكه به اين خاطر يك فرد غير اخلاقى محسوب شود . انسان مسئول موارد نادر نفسانياتش بيشتر از مسئوليت يك بيمار از معايب جسمانى نيست . و بالاخره در محدودهء فرضيه آنكسى كه مىگويد : جزئى از طبيعت ما بهطور مطلق هميشه در برابر هر نوع ميانهروى سركش است ، بايد تفاوت قائل شويم بين مطالبى كه الهامگر آنها تمايلات فطرى ماست و آن چيزهايى كه هيچ قدرتى براى مقاومت در برابر آنها را نداريم ، هم و چنين بين رابطهء اين مطالب با ارادهء ما . ما معتقد نيستيم كه اراده يك نظام جداگانهاى است و بهطور مستقل از بقيه وجود ما عمل مىكند . بنابراين ؛ باوجود اينكه اراده در ذات خود توانايى كافى را دارد ، و يا چنانكه در فلسفهء كلاسيك گويند : علت فاعلى براى كارهاى خود است ، باوجود اين نيازمند آن است كه از انگيزههاى بيرونى آن و از علت غائيش جستجو شود كه هرگز منبع آن پيدا نمىشود ، مگر در پايينترين يا بالاترين جهت ؛ يعنى غريزه و يا عقل . زيرا كه هر عمل آگاهانه و ارادى همواره علتى دارد و مشخص شدن ماهيت و حقيقت اين علّت ، وقتى است كه انسان به سوى خير حقيقى يا منفعت و بهرهاى مىشتابد و با خود مىگويد : چون آن عمل پرفضيلتتر يا سودمندتر است و يا اينكه براى من بهرهء بيشترى دارد ، بنابراين شخص خودرأيى كه بدون فكر و انديشه و بدون تبادل نظر و مشورت با كسى تصميمات خودش را مىگيرد ، سپس مىگويد : « چون مىخواهم تصميم مىگيرم ! » اين آدم خودرأى در حقيقت در برابر نوعى از سبب پنهانى سر فرود مىآورد و آن سبب مانع مىشود از آنكه به اظهار استقلال خود را نيازمند ببيند ، و موقعى كه شخص در
--> ( 1 ) - شمس ( 91 ) آيههاى 7 - 10 : و قسم به جان آدمى و آنكس كه آن را ( آفريده و ) منظم ساخت ، سپس فجور و تقوا ( شر و خيرش ) را به او الهام كرد كه هركس نفس خود را پاك و تزكيه كرد ، رستگار شده است .